علمی , اجتماعی , آموزشی، یک کمی هم شخصی...
دلم میخواست تو را
در عصر شمع دوست میداشتم!
در عصر هیزم و بادبزنهای اسپانیایی
و نامههای نوشته شده با پر
و پیراهنهای تافتهی رنگارنگ!
نه در عصر دیسکو،
ماشینهای فراری و شلوارهای جین!
دلم میخواست تو را در عصرِ دیگری میدیدم!
عصری که در آن
گنجشکان، پلیکانها و پریان دریایی حاکم بودند!
عصری که از آنِ نقاشان بود،
از آنِ موسیقیدانها،
عاشقان،
شاعران،
کودکان
و دیوانگان!
دلم میخواست تو با من بودی
در عصری که بر گلُ شعرُ بوریا وُ زن ستم نبود!
ولی افسوس!
ما دیر رسیدیم!
ما گل عشق را جستجو میکنیم،
در عصری که با عشق بیگانه است!
نزار قبانی
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۵/۱۰/۰۹ساعت توسط Sara|
برچسب:
نویسنده: پویا نظری